امام علی علیه السلام: «دوست ندارم در کودکی می مردم و به بهشت برده می شدم و بزرگ نمی شدم تا پروردگارم را بشناسم»
...................................................................................
یه سری اتفاقات مضحک در طی چند روز متوالی برام پیش آمد ... همه ماجرا از اون روزی شروع شد که به خاطر عجله فراوانی که برای خروج از شعبه داشتم یادم رفت یه باند دو هزار تومانی از پولهام را قبل از رفتن به رئیس صندوق تحویل بدم. خلاصه اون روز دردسرهای زیادی برای همکارانم به وجود آوردم و به اونها توفیق دریافت اضافه کاری اجباری برای یافتن منشا کسری بخشیدم در حالی که خودم به اتفاق دوستانم مشغول خوش گذرانی توی پارک بودیم.
خبر به سرعت برق و باد به گوش همکاران شعبه قبلیم رسید قویترین مرد با اجازه خودش از حسابم برداشت کرد و دوستان قدیم را مهمان کرد.
به علت وجود پاره ای روابط خانوادگی بسیار نزدیک میان اعضای شعبه جدید و قدیم، کوچکترین حرکت و بی احتیاطی از جانب من در یک چشم به هم زدن به گوش تمامی نفرات حاضر در این دو شعبه خواهد رسید و به قول آقای معاون قدیم، به صورت یک اطلاعیه مهم در کلیه شعب بانک منتشر خواهد شد.
